Friday, July 26, 2013
Tuesday, July 9, 2013
باران که میگیرد ساک میبندم
باران که میگیرد ساک میبندم
یک جای این قصه باید ناودانی داشته باشد ...
من باشم و کبریت هایی که از آسمان دستور مرگش صادر شده .......
و دامن ِ خیس ِ دختری که چمدانم را با کبریت هایش چشم بسته عوض می کند
بی آنکه از ، خالی بودنش بترسد
...
یک جای این قصه باید ناودانی داشته باشد
این کبریت ها / پدر می خواهند .
هومن شریفی
Saturday, July 6, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)



