Sunday, December 29, 2013

گاهی آدم می ماند



گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن ؛
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی،
می خواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بروی..!
و این بلاتکلیفی
خودش کلــــــی جـــــــهنم است ...

سیمین دانشور

از اینجا


Saturday, December 28, 2013

با تو بودن


با تو بودن ، همیشه پُر معناست
بی تو روحم گرفته و تنهاست
با تو یک کاسه آب ، یک دریاست
بی تو ، دَردم ، به وسعتِ صحراست
با تو بودن همیشه پُر معناست
با تو آسان هزار کار خطیر
با تو ممکن جهادِ با تقدیر
بی تو . با غم ، برهنه همچو کویر
با تو یک غُنچه ، دشتی از گلهاست
با تو بودن همیشه پُر معناست
ای تو ، تعریف ناپذیرترین
بی تو ، من ، کوچک و حقیرترین

 نادر ابراهیمی
یک عاشقانه آرام 

بدترین


تا از تو بتي بسازم



براي ستايش تو 
همين کلمات روزمره کافي است 
همين که کجا مي روي 
دلتنگم 
براي ستايش تو 
همين گل و سنگريزه كافي است 
تا از تو بتي بسازم

شمس لنگرودي


Wednesday, December 25, 2013

ای زلال پاک


«سیاوش شدن»




«سیاوش شدن»

تو که آن‌سوی آتش باشی
سیاوش شدن
کارِ دشواری نیست! 

یغماگلرویی
مجموعه شعر «باران برای تو می‌بارد» / نگاه 1392

Monday, December 23, 2013

منو تا گریه


منو تا گریه یاری کن ! حریصِ اَمنِ آغوشم
منو بشناس، که از یادِ همه دنیا فراموشم

یغماگلرویی

با چشمان تو


Friday, December 20, 2013

Tuesday, December 17, 2013

شونه به شونه



سکوت



سکوت 
هرچه که بود
ميانِ من و دايه‌ام بود
کنار تابوت او اما
ديگر آن نيست که بود
سکوت 
بازتاب خطابه‌ها و وعده‌هاست
ريشه‌ي تمام واژه‌هاست
با اين همه اما
سکوت چيست؟
سکوت خاموشي‌ست
ميراثِ فريادهاست
سکوت آينده‌ي ماست!

Sunday, December 15, 2013

ارزش


پروردگارا


پروردگارا !
آزادم كن به شكل گلی درآيم
و با قطرات پائيزی بريزم
من تاب خنده سنجاب را بر آدم بودن آدمی ندارم...

شمس لنگرودی

روزی هزار کار




سلامـــــي دوبـــاره





به آفتــــاب سلامـــــي دوبـــاره خواهــم داد
به جويبار که در من جاري بود 
به ابرها که فکرهاي طويلم بودند
به رشد دردناک سپيدارهاي باغ 
که با من از فصلهاي خشک گذر ميکردند
به دسته هاي کلاغان
که عطر مزرعه هاي شبانه را
براي من به هديه ميآورند
و به زمين ، که شهوت تکرار من 
درون ملتهبش را
از تخمه هاي سبـــز مي انباشــت 
سلامـــــــــي ، دوبــــاره خواهم داد

ميآيم ، ميآيم ، ميآيم
با گيسويم : ادامهء بوهاي زير خـاک
با چشمهام : تجربه هاي غليظ تاريکـــــــــــي
با بوته ها که چيده ام از بيشه هاي آنسوي ديـــوار
و آستانه پر از عشق ميشود
و من در آستانه به آنها که دوست ميدارند
و دختري که هنوز آنجــــــــا ،
در آستانهء پر عشق ايستاده 
سلامـــــــــي دوبـــــــــاره خواهم داد

فروغ فرخزاد

Friday, December 13, 2013

دلتنگی



با نام تو


عطري بخواهم
که با تعجب
که با نام تو
آميخته باشد.
عطر تو شباهت به تنهايي دارد...

احمدرضا احمدي

Thursday, December 5, 2013

مادرم می خندد



من اناری را می کنم دانه ، به دل می گویم
"خوب بود این مردم
دانه های دلشان پیدا بود"
می پرد در چشمم آب انار
اشک می ریزم 
مادرم می خندد
رعنا هم

 سهراب سپهری 

جــگر انـار خون شد




غمگين نشد از اينکه به او تاخته اند
يا اينکه به جانــش تبــــر انداخته اند

وقتي جــگر انـار خون شد که شنيد
از شاخــــه ی او چوبِ فلک ساخته اند



ميلادعرفانپور

Tuesday, December 3, 2013

تنهایی



زرد ترین اتفاق جهان



زرد ترین اتفاق جهان 

پائیز نیست ...

نبودن توست ،

اتفاقی که 

لحظه به لحظه می افتد ... !

تا کی غم آن خورم



تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

خیام نیشابوری