Friday, November 29, 2013

زندگی


ســـرانجام







پرنـــــــــــــده‌ی نوپــــــــــرواز
بر آسمـــــــــانِ بلنــــــــــــــد
ســـرانجام
پَر باز می‌کنــــــــــد.


شاملو

Wednesday, November 27, 2013

انسان


تلنگر کوچک





تلنگر کوچکیست باران
وقتی فراموش میکنیم
که آسمان کجاست.....

من


عمق فاجعه




عمق فاجعه را دلقکـــی فهمید

که به زور جلوی گــریه اش را گرفت

تا گـریم خــنده اش پاک نشود...

Monday, November 25, 2013

حقیقت



تا ابد بسته




منم از روزگارِ سوت و کور و بی‌نفس خسته

منم تنهاترین عابر تو این کوچه که بن‌بسته

ببین سبزینه‌ی فریادِ تلخم تو گلو پژمرد

دوباره این من و دروازه‌های تا ابد بسته



یغماگلرویی

Saturday, November 23, 2013

تو


آدمها لالت ميکنند




آدمها لالت ميکنند
بعد هي مي پرسند
چرا حرف نميزني؟
اين خنده دارترين نمايشنامه ي دنيا بود

نيل سايمون

بهترین چیز


هوای حرف تو


هوای حرف تو آدم را
عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات 
و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!

حیاط روشن بود 
و باد می آمد 
و خون شب جریان داشت در سکوت دو مرد

"اتاق خلوت پاکی است برای فکر،
چه ابعاد ساده ای دارد!
دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم."

کنار پنجره رفت 
و روی صندلی نرم پارچه ای نشست:

"هنوز در سفرم
خیال می کنم 
در آب های جهان قایقی است
و من - مسافر قایق - هزار ها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را 
به گوش روزنه های فصول می خوانم 
و پیش می رانم

مرا سفر به کجا می برد؟
کجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت گشوده خواهد شد؟

کجاست جای رسیدن ، و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن به صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟

و در کدام بهار 
درنگ خواهد کرد 
و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟

شراب باید خورد
و در جوانی یک سایه راه باید رفت،
همین....


سهراب سپهری
برگرفته از شعر "مسافر"

Thursday, November 21, 2013

صحبت از




نرو


بیا باهم
رفت و آمد نکنیم
مثلا
وقتی می آیی
نرو

سید مهدی مشتاقیان

دوستان من


حقيقت



آه 
اين جماعت 
حقيقتِ خوف‌انگيز را 
تنها
در افسانه‌ها مي‌جويند...

شاملو

Wednesday, November 20, 2013

درختها



درختها ندانسته کار دست خودشان می دهند...
نمی دانند که این قطور شدن های بی دلیل،
اگر باد را نا اُمید کند ...
هیزم شکن را حریص تر میکند...!

این کار را برآر


بارون




به سلامتی بارون که معلوم نیست
چند گیگ حافظه داره
که این همه خاطره تووش ذخیره شده....

مزرعه رفت به باد



چشمهای هیز کلاغ

گندم های خود فروش

مترسک مغلوب....

مزرعه رفت به باد..!!!!!

Saturday, November 16, 2013

من



هیچ پیامی آخرین پیام نیست





کسی خواهد آمد!  به این بیندیش!

هیچ پیامی آخرین پیام نیست و هیچ عابری، آخرین عابر!

کسی مانده است که خواهد آمد، با‌ور کن، کسی که امکان آمدن 

را زنده نگه می‌دارد!

نادر ابراهیمی