من
دل رفتن نداشتم
درخت خانه ات ماندم
تو
رفتن را
دل دل نکن!
ریزش برگ هایم
آزارت می دهد.
محمد علی بهمنی
هر نتی که از عشق بگوید...
زیباست
حالا
سمفونی پنجم بتهوون باشد
یا زنگ تلفنی که...
در انتظار صدای توست...
گروس عبدالملکیان
من
سال های سال مُردم
تا اینکه یک دم زندگی کردم
تو میتوانی
یک ذره
یک مثقال
مثل من بمیری؟
قيصر امين پور
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی !
قیصر امین پور
من هیچ گاه با پدرم به توافق نرسیدم
او به فکر آینده ی من بود
من به فکر شکم گرسنه ی همکلاسی هایم
و انگار هیچ کدام موفق نخواهیم شد...
چگوارا
حالم این روزا حالِ خوبی نیست،
شکل حالِ عقاب، بیپرواز
شکلِ حالِ «ژوکوند»، بیلبخند،
مثل احوالِ تار بی»شهناز»
یغماگلرویی / ترانه :پونز
بی تو هم می شود
زندگی کرد
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت؛ ...
فقط بی تو نمی شود به خواب رفت !
رضا کاظمی
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
فریدون مشیری
تو به من احترام میزاری
منم به تو احترام میزارم
چون میخوام یکی مثل تو باشم
تو به من توهین میکنی
من به تو توهین نمیکنم
چون نمیخوام یکی مثل تو باشم
در اصل نقطه ی پرگار من هستم
پس به خاطر تو .خودمو زیر سوال نمی برم..
الهی قمشه ای
و یک روز می آید
که نفسهایم از درد عشق
به شماره افتاده اند...
هوای نبودنت
مرا هم
به دستان باد می سپارد....
مژده ناصری
لعنت به تو
که بی رحم ترین سلاح ِ کشتار ِ جمعی ِ دنیا
چشم ِ توست
لعنت به تو
که نفرینی ترین بوسه ی جهان را داری
لعنت به تو
که وقتی عاشق می شوی
به خودت هم رحم نمی کنی
و نفرین به من
که در برابر ِ همه ی اینها
تاب می آورم
ما
شیطانی ترین سرنوشتِ عاشقانه را
به خدا
تحمیل کرده ایم
افشین یدالهی
من
که از بازترین پنجره
با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان
نشنیدم
سهراب سپهری
هشت کتاب / دفتر: حجم سبز / شعر: ندای آغاز
مرا ببخش
برای نامه هایی که
هرگز نفرستاده ام
کوه هایی
که جا به جا نکرده ام
حرف هایی که
نگفته
همه را خورده ام
و شعرهایی که
هرگز
تاب سرودنش را نداشته ام ...
حسن بایرام نژاد
زیر این آسمان ابری
به معنای نامش فکر می کند
گل آفتابگردان.
گروس عبدالملکیان
سرد است هوا
پنجره را ببند
خودم برایت می بارم
رضا کاظمی
دریا
پلاک تورا پیداکرد
و اسم ات رافوت آب شد ...
بعد از آن نه طوفانی دید
نه موج هایش برساحل خودکشی کردند
مادر اما دیوانه شد
و با هرتکان ات روی آب
دریا ازگوشه ی چشم هایش سر رفت...
علی اسدالهی
من کوچهیی از شهابم
در روشنایی من بارانها دهل میکوبند
و بچههای برهنه فرفرهشان
بشقاب پرنده دستساز است
خر مهرهشان ابریشم اندوه.
چرا تا وقتی نیامده بودی
همه چیزی سر جای خود بود
حالا دندانهایم نیز، فقط با اسطوره سفید میشوند
و چقدر میترسم از سفید
وقتی شنیدهام
در برف شاهنامه کسانی هم گم شدند
و تو پیداشان نکردی.
شمس لنگرودی
از کتاب: و عجیب که شمسام میخوانند
دست هامان را در باد رها کنیم
شاید
این دست های پیر
بتوانند
از درخت
گیلاس بچینند
شاید
از سرگردانی رها شویم
و
به دنبال پروانه ها
در باد بدویم
هرچه بود آرزو بود
که رخ نداد
فقط
دست های ما در اتفاقات
آلوده شد
آن قدر آلوده
که ما از نگاه کردن به آن ها
هراس داشتیم
با دست های آلوده
از پله های اظطراری
بالا رفتیم
که شاید
ثانیه ای خود را فراموش کنیم
شب از ما می گریخت
به صبح نزدیک می شدیم
در میدان شهر
به دنبال کبریت روشنی بودیم
که سیگارهای نم گرفته و بدبو را
روشن کنیم.
احمدرضا احمدی
در خانه ات به دریا باز می شد
و دریا
خانه ی من بود
یکبار به آب زدی و
عمری ست پی تو می گردم
رضا کاظمی
چمدانی
با دهانی بسته
پر از پیراهن های تنهایی
و مسافرانی
که از جاده
بیرون زده اند. . .
سمانه عابدینی
تو به رقص بادبادک می خندی
من به خنده های تو
می بینی
همیشه شادی ما به نخی بند است
رضا جمالی حاجیانی
روزنامه ها
از "تو نوشتند :
باز چشمانش قربانی گرفت. . .
ایمان سیدی
نیــــستیـــــــم
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم
بزرگ می شویم
عکس ِ دو نفره می گیریم
پیر می شویم
عکس ِ یک نفره می گیریم
و بعد دوباره باز نیـــستیـــم
حسین پناهی
دروغ نمی گویم
باد را بنگرید
باد هم از وزیدنِ این همه واژه
به آخرین جمله ی غم انگیزِ جهان رسیده است:
را ... را ... راحت ام بگذارید،
من هم بدبین ام
من هم خسته ام
من هم بی باور...!
سید علی صالحی
یک شب هوای گریه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم...
هوای تو کرده است...
حسین منزوی
آدمهای کوچک
به آدمهای بزرگ فکر میکنند
و آدمهای بزرگ
به ایدهها
من
فقط به تو فکر میکنم
کوچولوی قشنگم!
اصلاً
اگر فکر تو بگذارد
ایدههای زیادی در سر دارم
اولیش این که؛
دوباره عاشقت شوم
عباس معروفی