پائيز را دوست دارم، تابستان تباهي بهار است و زمستان مرگ زندهگي. بهار فصل شکوفهها و گلهاست، فصل رنگآرنگي و عطر بويِ بدون رو و ريا، اما خام است و نپخته، جوان است، سرمست و بازيگوش. خورشيد تابستاني گرم نميکند، ميسوزاند، بازار پر رنگ و بوي تابستان مکارهي به ثمرنشستهگان است، سروهاي آزاده و بيباروبر جايي در آن ندارند. و زمستان فصل مرگ و بيرنگي و يک شکلي است. در اين ميانه پاييز حکايت ديگري ست؛ باغ تفرج
است و بس ميوه نميدهد به کس!

No comments:
Post a Comment