Sunday, June 24, 2012

داستانهایی ساده برای ما/گربه







در معبدي گربه اي وجود داشت که هنگام مراقبه راهبان مزاحم  تمرکز آنان مي شد . بنابراين استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه مي رسد يک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختي ببندد . اين روال سال ها ادامه پيدا کرد و يکي از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه اي خريدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جاي آورده باشند . سالها بعد استاد بزرگ ديگري رساله اي نوشت در باره ي اهميت بستن گربه" !  


  

No comments:

Post a Comment